۱۳۹۰ مهر ۱۱, دوشنبه

از احساس نقاط خاکستری تا مشاهده نقاط سیاه


امیدوارم آنها که حتی  نقاط خاکستری را در کارنامه اقتصادی آیت الله  خامنه ای احساس نمی کردند، اکنون با این اختلاس ها و فسادها یی که رخ داد و تلاشی که  ایشان برای سرپوش گذاشتن بر این جرثومه فساد به خرج داد، بتوانند  نقاط سیاه کارنامه رهبری نظام  را  مشاهده کنند.

فرمانِ "نکشیدن"


فرمان آمد که نکِشید (قضیه اختلاس را)، کاش فرمان داده بود که نکُشید (مردمان بی گناه را)
------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن: آیت الله خامنه‌ای: رسانه‌ها قضیه سوء استفاده مالی را کش ندهند

۱۳۹۰ مهر ۹, شنبه

۱۳۹۰ مهر ۷, پنجشنبه

در آرزوی آزادی

گزارشگر والیبال از استادیوم آزادی  می گفت امروز آزادی سراسر ایران ایرانه، پیش خودم گفتم می شه یه روز ایران سراسر آزادی آزادی بشه؟


--------------------------------------------------------------------
پ.ن: قهرمانی تیم والیبال رو به بچه های تیم ملی و والیبال دوستان ایرانی تبریک می گم.

۱۳۹۰ خرداد ۱۵, یکشنبه

ببین خون عزیزان را به دیوار / بزن شیپور صبح روشنایی

بعد از بیش از سی سال، برادر بی قراره هنوز،  شب است و چهره میهن سیاهه هنوز! و باز هم باید شعله وار، پای را در راه عشق گذاشت و سرود  شب نوردان را زمزمه کرد:
 
شب است و چهره میهن سیاهه
نشستن در سیاهی ها گناهه
تفنگم را بده تا ره بجویم
که هرکه عاشقه پایش به راهه
 برادر بی قراره
برادر شعله واره
برادر دشت سینه اش لاله زاره 
برادر دشت سینه اش لاله زاره 


شب و دریای خوف انگیز و طوفان
منو و اندیشه های پاک پویان
برایم خلعت و خنجر بیاور
که خون می بارد از دل های سوزان
 برادر نوجوونه
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتش فشونه 

 تو که با عاشقان دردآشنایی
تو که همرزم و هم زنجیر مایی
ببین خون عزیزان را به دیوار
بزن شیپور صبح روشنایی 
برادر بی قراره
برادر نوجوونه
برادر شعله واره
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتش فشونه

درسی که زیدآبادی به مبارزان سبز آموخت

مهدیه محمدی - همسر احمد زیدآبادی در فیسبوک شخصی اش نوشته بود: امروز "هوا آلوده است" از حجت شریفی را تلفنی برای احمد خوندم و اون مثل همیشه با آرامش کامل گفت از طرف من به حجت بگو اینقدر ناامید نباش دوباره باد میاد آلودگی را میبره ابرهای سیاه باعث بارندگیهای سیل آسا می شه و دوباره هوا تمییز و شفاف می شه این تلاطمات به قول خودت از ده سال پیش تا حالا بوده از این به بعد هم خواهد بود.

وقتی سختی هایی که بر زیدآبادی و خانواده اش تحمیل شده است را در نظر بگیریم، آدمی در حیرت می ماند از این همه عظمت و امید.  رمز این همه امید چیست؟ چگونه است که او از عمق سیاهچاله های رژیم از امید می گوید و ما در بیرون از زندان از ناامیدی؟ به نظر می آید علتش در همان توضیح زید آبادی نهفته باشد. هم خودساختگی زندانیان سیاسی و هم تجریه آنها گواهی می دهد به پایان فصل سرد. دیده اند و شنیده اند داستان روزهایی که نسیم آزادی و هوای پاک در این مملکت وزیده است و ابرهای سیاه ماندگار نبوده اند.

در حافظه تاریخ/ میرحسین موسوی: مشروعیت سیاسی این دولت را نمی پذیریم!

میر حسین موسوی: از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر می برد و اکثریت جامعه،که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمی پذیرد. دولتی با پشتوانه های ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بی تدبیری، قانون گریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیم گیری و تدوام سیاست های ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن می رود که بر اثر ضعف های بی شمار ذاتی و عارضی اش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد…… (بیانیه شماره نهم میرحسین موسوی)


۱۳۹۰ خرداد ۱۲, پنجشنبه

۱۳۹۰ خرداد ۱۰, سه‌شنبه

پیام تسلیت خامنه ای به مناسبت درگذشت مهندس سحابی/ تلخند



درگذشت‌ مرحوم‌ مبرور آقای‌ مهندس عزت الله سحابی‌  را به‌  خاندان‌ گرامی‌ ایشان به خصوص به فرزند ایشان خانم هاله سحابی‌ تسلیت‌ می‌گویم‌. ایشان، سالهای‌ درازی‌ را با مجاهدت‌ و جدیت‌، به‌ تلاشی‌ صادقانه‌، در راه‌ آنچه‌ بدان‌ باور داشت‌، مصروف‌ کرد وسالها زندان‌ در رژیم‌ ستمشاهی‌، هزینه‌ اقدامات ایشان بود اما متاسفانه در دوران‌ نظام‌ مبارک جمهوری‌ اسلامی‌، اختلاف‌ برخی‌ از دیدگاههایش‌ با مسؤولان‌ کشور، وی‌ را به‌ وادی‌ بی‌انصافی‌ و غرض‌ ورزی‌ سوق‌ داد كه از خداوند متعال مي‌خواهم آن را با پوشش مغفرت و رحمت خويش بپوشاند و ابتلائات دنيوي را كفاره آن قرار دهد.
 
بمنه‌ و کرمه‌ ـ سیدعلی‌ خامنه‌ای‌
---------------------------------------------------------------------------

پی نوشت: این پیام بر اساس شخصیت  رهبر جمهوری اسلامی و پیام های صادره قبلی ایشان تنظیم و صادر گردیده است. اگر چه واقعی نیست اما دور از واقعیت هم نیست.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۳۰, جمعه

اگر خاتمی در بالاترین بود

 اگر به بالاترین و مدیریت آن ظلم شده است به نفع آینده از آن چشم پوشی شود و کاربران هم از ظلمی که بر آنها رفته است می گذرند و آن وقت همه به آینده بهتر رو خواهیم آورد.
---------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت 1: مطلبی که پیش از این نوشتم شاید اشاره فوق را قابل درک تر نماید: اصلاح طلبی در بالاترین و اصلاح طلبی در فضای سیاسی ایران

پی نوشت 2:  خواندن این مطلب درباره کودتا در بالاترین و قلع و قمع کاربران این سایت می تواند به توصیفات فوق کمک نماید.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۷, شنبه

روز مادر و سینه هایی پر درد

روزمادر بر تمام مادران بویژه مادرانی که فرزندان آزاده شان یا در خاک آرمیده اند یا در سلولهای تنگ و تاریک تقاص آزادیخواهی پس می دهند مبارک باشد.







۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳, سه‌شنبه

وقتی امام غایب نویسنده یک مقاله علمی باشد


بدنبال انتشار دو مقاله در مجلات تحت پوشش سایت اسپرینگر توسط یک استاد ایرانی به همراه نویسنده دیگری به نام مهدی موعود عج، طی برقراری تماسی با سردبیران مجلات مربوطه، مواردی به شرح ذیل  به اطلاع آنها رسانده شد. این اطلاع رسانی از طریق کانالهای مختلف صورت گرفت و مسولان مربوطه را متقاعد به پیگیری موضوع نموده و اقداماتی در این زمینه انجام داده اند. امیدوارم که پس از تحقیقات مربوطه، نتیجه اقدامات انجام شده به اطلاع جامعه علمی رسانده شود. بخشی از ایمیل ارسالی در ادامه آمده است:

I am writing this letter in relation with two papers published in SpringerLink with the following details:

1)M. M. Ajjalallah and M. R. R. Daronkola, " Total spectral assignments and 2D NMR study of PVAc-b-PMA and PVAc-b-PMMA block copolymers", Journal of Polymer Research, pp. 1-13, 2011. URL: http://dx.doi.org/10.1007/s10965-011-9598-2.

2)M. M. Ajjalallah and M. R. R. Daronkola, " Microstructure of poly(vinyl acetate)-block-poly(methyl acrylate-co-methyl methacrylate) block terpolymers. 2D NMR and thermal study", Journal of  Macromolecular Research, 2011, Volume 19, Number 2, Pages 156-165.


My concern is about the first author of these papers whose full name is "Mahdi Moeud Ajjalallah". This name is an Islamic religious name and there is no real person with this name. A group of Muslims believe Mahdi Moeud Ajjalallah is absent for now and will come back in future to change the world Hence, this can be considered as a fault of the second author who has intentionally put this name as the first author of these papers. I would like to mention following points:

1- We all know that "a person can be given the authorship credit for a work only when he has met all the following conditions:
a) He has substantial contributions to conception and design, or acquisition of data, or analysis and interpretation of data
b) He has drafting the article or revising it critically for important intellectual content
c) He has done final approval of the version to be published
This is due to the fact that meeting these conditions guarantees that all authors have participated sufficiently in the work to take public responsibility for appropriate portions of the content." But, how can a religious symbol meet these conditions?

2- Bringing political and religious issues into the science context is an unethical and unprofessional behavior. As the second author has been probably aware that the editors and the reviewers do not know about this religious symbol, possibly he has done this to abuse your journal to promote his religious believes or to benefit from his local religious government. It is worth to know that the second author is a university professor and definitely is aware of research ethic norms.

Considering all these points, I would request you to take a proper action against this serious case of misrepresentation of facts and pay enough attention to the reputation of your journal.


-------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت: امیدوارم همانطوری که در مکاتبات مربوطه اعلام شده، این قضیه به صورت جدی پیگیری شود. بدیهی است که افراد متعددی این قضیه را پیگیری کرده اند. ولی توجه داشته باشیم که تعداد زیاد ایمیل ها به سردبیران این نشریات هم ممکن است برای آنها آزار دهنده باشد و یک قضیه که باید در محیط آکادمیک حل و فصل شود را به قضیه ای سطحی در فضای سیاسی تبدیل کند.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۸, پنجشنبه

اصلاح طلبی در بالاترین و اصلاح طلبی در فضای سیاسی ایران

اصلاح طلبان در ایران همواره از سوی متقدان حکومت ایران در معرض نقد و بعضا نفی بوده اند. در مقابل اپوزیسیونی که به ساخت قدرت هیچ راهی ندارد و از قضا چندان هم در معرض هزینه ها قرار ندارد و از میدان منازعات دور است، خود را از همه این ایرادات منزه می داند و رویکردی سرسختانه و شجاعانه و مستقل می گیرد و نوعا هر گونه مذاکره با بافت قدرت را از پیش رد می کند. در این نوشته قصدم داوری ارزشی نسبت به این طیف ها نیست، که هر یک از این طیف ها در عین وارد بودن برخی نقدها، در جایگاه خود ارزشمند و دارای کارکردی خاص می باشند. آنچه بیشتر مورد نقد این نوشته هست ارتباط این طیف ها با هم و به خصوص رویکرد اپوزیسیون خارج ازحاشیه قدرت به اصلاح طلبان حاشیه قدرت است. 

با توجه به اینکه مخاطب این بحث، دوستانی هستند که در فضای مجازی فعالیت دارند و نوعا در سایت بالاترین هم مشغولیت دارند و یا در جریان بحث های مربوط به این وب سایت هستند، این نوشته تلاش خواهد داشت که به بحث عینیت بخشد چرا که بحث های انتزاعی شاید آنقدر که باید ملموس نیستند و نهایتا از آنجا که هر یک از طرفین ادله خاص خودش را دارد، نتیجه گیری از اینگونه بحث ها را دشوار می سازد.

با این مقدمه، برای آنکه تجربه یک فضای سیاسی را به تصویر کشیم، بگذارید تصور کنیم مجموعه کاربران سایت بالاترین، اعضای جامعه ای را تشکیل می دهند که دوری و نزدیکی از هرم مدیریتی سایت بر مواضع آنها نسبت به این مجموعه تاثیرگذار است.  در این مجموعه از مدتها قبل افرادی در داخل سایت به سیاست های مدیریتی بالاترین اعتراض داشتند. تعدادی از این افراد یا خودشان قهر کردند و یا از مجموعه حذف شدند. این رفتارها ادامه داشت تا اینکه پس از کش و قوس بر سر حذف لینک های مذهبی، نهایتا داستان به توقیف فله ای حسابهای کاربری در آذرماه سال گذشته ختم شد. از اینجا به بعد بود که انتقادات از مدیریت سایت به شدت بالا گرفت، امید به اصلاح روش های مدیریتی سایت بالاترین از دست رفت، و رفتار ناصحیح مدیریت سایت در روند مذاکرات و به هم زدن میز مذاکرات نهایتا به سلب اعتماد کاربران منجر شد و سبب گردید که گروه زیادی از کاربران نسبت به این رفتارها معترض شوند. بررسی رفتارهای معترضین این جامعه، در نسبتی نزدیک با رفتارهای گروههای منتقد و مخالف حکومت ایران قابل شبیه سازی است. در راستای این شبیه سازی، اگر معدود کسانی که با حفظ اعتراضات خود حاضر نشدند به بالاترین برگردند را از بقیه جدا کنیم، آنچه که می ماند اصلاح طلبان جامعه بالاترین هستند که هر یک به بهانه ای به بالاترین برگشتند: یکی برای اصلاح امور و دیگری برای اقامه مصلحتی بزرگتر.  شاید شکافتن موضوع بیشتر از این موجب دلگیری دوستان شود و لذا از شبیه سازی تک تک المانهای اصلاح طلبان جامعه بالاترین و اصلاح طلبان در فضای سیاسی ایران خودداری می کنم. اما نقد من به چندگانگی معیارها در نظام ارزشی و قضاوت های ماست.  تعداد زیادی از این دوستان در مقابل اصلاح طلبان حکومت ایران موضعی به شدت انتقادی دارند اما وقتی خود در فضای تجربه ای مشابه قرار می گیرند رفتارهای مشابه را بروز می دهند. برای روشن شدن موضوع لازم به ذکر است است که از نظر نگارنده، مذاکره پشت پرده، روی پرده، بدون پیش شرط، با پیش شرط، انعطاف در شروط و رفتارهای اصلاح طلبانه بسته به شرایط به نفسه مذموم نیست. اما آیا دوستانی که در تجربه بالاترین چنین کردن، در قضاوت های سیاسی شان نیز بر همین سیاق عمل می کنند؟

از دوستانی که بازگشتند بگذریم، به دوستانی می رسیم که که خود بازنگشتند اما این حق را برای آنها که بازگشتند قائل گردیدند که هر کس با توجه به ادله ای که دارد و مصالحی که در نظر می گیرد نسبت به بازگشت یا عدم بازگشت به بالاترین تصمیم گیری کند.  بارها کسانی که به بالاترین برگشته اند مورد انتقاد قرار گرفتند و به سبب عدم پایبندی به شرط هایی که مثلا در بیانیه آخر برای بازگشت اعلام گردید مورد اعتراض واقع شدند. اما بسیاری از دوستان که خود به بالاترین بازنگشته اند این انتقادات را وارد ندانستند و به منتقدین متذکر شدند که افراد در تصمیم گیریهایشان مختارند و هر کس می تواند با ادله شخصی خودش نسبت به بازگشت یا عدم بازگشت تصمیم گیری کند. این نحوه برخورد نوعا ستودنی است. چه بسا افرادی که به بالاترین برمی گردند این عمل را در چهارچوب فکری خود موجه ببینند به این دلیل که مثلا می توانند مصالحی بزرگتر را بدست بیآورند و یا شاید به زعم خود می توانند شرایط اصلاح مدیریت بالاترین را بوجود بیاورند و یا تحولاتی دیگر را منجر شوند. اما آیا این دوستان در تجربه های مشابه نیز بر همین سیاق عمل می کنند؟

در واقع تجربه ای که گروههای مخالف مدیریت بالاترین بروز دادند، تجربه قرار گرفتن در یک فضای اعتراضی  واقعی بود. سعی کنیم از این تجربه عینی در قضاوتهای ذهنی مان استفاده کنیم. اگر چنین کنیم، درک معادلات فضای سیاسی ایران به قطع یقین آسانتر و منصفانه تر خواهد بود.

پی نوشت 1: احتمالا اولین نقد به این نوشته این خواهد بود، که فضای سیاسی ایران با فضای جامعه بالاترین متفاوت است. به نظر من توجیه مناسبی نیست. اگر دقت کنیم جامعه ایران با جامعه کاربران بالاترین، مشابهت های زیادی دارد. اگر به طور کامل هم منطبق نباشند، شبیه سازی خوبی را بدست می دهند.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱, پنجشنبه

نقدی بر حاشیه های مصاحبه نوشابه امیری با رسا

مصاحبه جالب توجه خانم امیری با سعید تاجیک و پیامدهای آن، به مصاحبه ایشان با رسانه رسا منجر شد که خود خالی از حاشیه نبود. داستان از این قرار است که نحوه انعکاس تصویر خانم امیری، کمی سوال برانگیز بود  و پیش زمینه های قبلی که درباره رسانه رسا وجود داشت سبب گردید که بهانه ای جدید برای نفی این رسانه  و تحت تاثیر قرار گرفتن موضوع اصلی فراهم شود. تا این جای بحث، چیز عجیب و غریبی رخ نداده و این حاشیه ها متاسفانه عادت روزمره ما در بحث های حاشیه ای جنبش شده است و به قول معروف حکایت ملانصرالدین است که با پسرش به شهری سفر می کرد و به هر طریقی که مسافرت می کردند، مردمان بهانه ای برای مسخره کردنشان پیدا می کردند.


 موضوع در واقع زمانی جالب می شود که یکی از روزنامه نگاران روزآنلاین در صفحه فیس بوک خانم امیری از ایشان می پرسد "موهاتون چی شد؟" و ایشان نیز در پاسخ می گوید: " والا چی بگم!!! براشون ایمیل زدم که دیگه گناهان من را نپوشانند و مرا پشت ضریح امام دوازدهم نگذارند."   این موضوع و این واکنش در رسانه ها و شبکه های اجتماعی دیگر (+، +، +، + ) به سرعت پخش می شود و موضوع تخریب رسانه رسا  قرار می گیرد.
شخصا به خانم امیری حق می دهم که اگر به خاطر پوشاندن موی سرشان، ایشان را درآن ضریح کذایی پیچانده باشند ناراحت شوند و معترض باشند. نه امروز، بلکه همانروز که تصویر ایشان از رسا پخش شد به این موضوع حساس شدم و درباره این موضوع تحقیق کردم و به نتایج زیر دست پیدا کردم:
1-      این ضریح کذایی قاب تصویری رسانه رسا بوده که بعضا برای نشان دادن تصویرمصاحبه کنندگانش استفاده می کند. لذا استفاده از آن قاب تصویری در مصاحبه با خانم امیری طبق عرف آن رسانه بوده و امری غیر اخلاقی نمی تواند تلقی شود هر چند که آن قاب، چندان هم زیبا و حرفه ای نیست.
2-      این ضریح فقط برای خانم های غیرمحجبه استفاده نشده است، بلکه پیش از این حتی برای مصاحبه با آقایان نیز استفاده می شده است. (+ ، +، +، +) و حتی در این مصاحبه (+) عمامه محسن کدیور هم پوشانده شده است.